تبليغاتX
تنهاترین تنها -
اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست
امان از تنهايی!

آغوش ِ باران خورده ام٬

پُر از تمنای توست!

هق هق ِ پنجره ام بند نمی آید

مُدام٬

با سُرودی که طعم ِ شبنم میدهد٬

تن ِ تنهایی اش را میشوید!

نمیبندم این پنجره را اما هرگز٬

گر چه جز باد ِ باران زای ِ سرد

کسی گونه ام را نمی بوسد!

فریب ِ سختی ِ شانه هایت را مخور!

محکمترینها هم شبی٬

بی تکیه گاه ٬ خم میشوند!

نمیبندم این پنجره را٬

شاید دلت

یک روز بارانی بجوید سر پناهی!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 23:29  توسط حمید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام متشکرم که به وبلاگ من سر زدید امیدوارم از مطالبی که هست خوشتون بیاد.هرچه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی تا بداند غم دلتنگی وتنهایی ما

پیوندهای روزانه


آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM